| آخر ای مردم! ما هم عتباتی داریم | کربلایی داریم، آب فراتی داریم |
| ما پر از بوی خوش سیب، پر از چاووشیم | وز چمن های مجاور، نفحاتی داریم |
| داغ هفتادودو گُل تشنگی از ماست اگر | دست و رو در تپش رشته قناتی داریم |
| آن سبک بال ترانیم که بر محمل موج | ساحل امنی و کشتیّ نجاتی داریم |
| در تماشای جمال از جبروتی سُرخیم | که شگفت آینه جلوه ذاتی داریم |
| در همین روضه سربسته، خدا می داند | دست در شرح چه اسماء و صفاتی داریم |
| زیر این خیمه که از ذکر شهیدان سبز است | کس نداند که چه احساس حیاتی داریم |
| همه هستی ما عینِ زیارت نامه است | گو از این گونه سلام و صلواتی داریم |
زکریااخلاق
برچسب: غزل حسینی,غزل اربعین حسینی,غزل تکتم حسینی,غزل سید حسن حسینی,غزل سید احمد حسینی,حسینیه غزل امام زمان,حسینیه غزل,غزل های حسینی,غزل امام حسینی,غزل صدیقه حسینی,
نویسنده: متین کریمی